نگاه میکنم به تو
خنده مان میگیرد
و یک خیابان سکوت را که طی کردیم
دو باره میخندیم و راه میرویم و نمی فهمیم چطور یک ساعت گذشت
با پاهای خسته ات
بی آنکه حتی یک بستنی خورده باشیم
+ نوشته شده توسط مهدی فیض بحر در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت
13:32 |

